خلاصهٔ داستان
مدیران یک آسایشگاه سالمندان رفتاری بسیار سختگیرانه، خشک و مستبدانه با سالمندان دارند؛ تا جایی که این مکان بیشتر از آنکه شبیه به محلی برای استراحت و آرامش باشد، شبیه به یک مدرسه با ناظمهایی بداخلاق است. در این میان، نوهی یکی از پیرمردها به نام «پویان» متوجه شرایط بد پدربزرگش و دیگر دوستان او در آسایشگاه میشود. او تصمیم میگیرد با کمک «احمد» (اکبر عبدی)، آشپز مهربان و سادهدل آسایشگاه، نقشهای برای رهایی پیرمردها و برهم زدن قوانین خشک مدیران طراحی کند. این تصمیم منجر به یک شورش شیرین، ماجراجوییهای طنز و اتفاقاتی جذاب میشود که روند داستان را شکل میدهد…